آب را گل نكنيم: كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم پشت دانايي اردو بزنيم دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم هيجان را پرواز دهيم . روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم . آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي هستي ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم بار دانش را از دوش پریا به زمين بگذاريم نام را باز ستانيم از ابر ، ازچنار ، از پشه ، از تابستان روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم كار ما شايد اين است كه ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم. قايقي خواهم ساخت، اهل كاشانم روزگارم بد نيست تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي . مادري دارم ، بهتر از برگ درخت . دوستاني ، بهتر از آب روان . ***** و خدايي كه در اين نزديكي است : لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند. روي آگاهي آب ، روي قانون گياه . ***** من مسلمانم . قبله ام يك گل سرخ . جانمازم چشمه ، مهرم نور . دشت سجاده من . من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف . سنگ از پشت نمازم پيداست : همه ذرات نمازم متبلور شده است . من نمازم را وقتي مي خوانم كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو من نمازم را ، پي (( تكبيرة الاحرام )) علف مي خوانم پي (( قد قامت )) موج . ***** كعبه ام بر لب آب كعبه ام زير اقاقي هاست . كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر (( حجر الاسود )) من روشني باغچه است .
در فرودست انگار، كفتري ميخورد آب.
يا كه در بيشه دور، سيرهيي پر ميشويد.
يا در آبادي، كوزهيي پر ميگردد.
آب را گل نكنيم:
شايد اين آب روان، ميرود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي.
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب.
زن زيبايي آمد لب رود،
آب را گل نكنيم:
روي زيبا دو برابر شده است.
چه گوارا اين آب!
چه زلال اين رود!
مردم بالادست، چه صفايي دارند!
چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شيرافشان باد!
من نديدم دهشان،
بيگمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست.
ماهتاب آنجا، ميكند روشن پهناي كلام.
بيگمان در ده بالادست، چينهها كوتاه است.
مردمش ميدانند، كه شقاق چه گلي است.
بيگمان آنجا آبي، آبي است.
غنچهيي ميشكفد، اهل ده باخبرند.
چه دهي بايد باشد!
كوچه باغش پر موسيقي باد!
مردمان سر رود، آب را ميفهمند.
گل نكردندش، ما نيز
آب را گل نكنيم.
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچكسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.
قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
همچنان خواهم راند.
نه به آبيها دل خواهم بست
نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در ميآرند
و در آن تابش تنهايي ماهيگيران
ميفشانند فسون از سر گيسوهاشان.
همچنان خواهم راند.
همچنان خواهم خواند:
"دور بايد شد، دور."
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.
هيچ آيينه تالاري، سرخوشيها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجرههاست."
همچنان خواهم خواند.
همچنان خواهم راند.
پشت درياها شهري است
كه در آن پنجرهها رو به تجلي باز است.
بامها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مينگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مينگرند
كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.
خاك، موسيقي احساس تو را ميشنود
و صداي پر مرغان اساطير ميآيد در باد.
پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنياند.
پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت.
+ نوشته شده در جمعه 1388/08/08ساعت 9:41 PM توسط M.R |
عید فطر، جشنی به مناسبت دست یافتن به ارمغان گذر از شب ظلمت به سپیدی نور و رسیدن به مبارک سحر هدایت است؛ جشن پوست اندازی که در آن پوسته سخت بینشهای غلط و باورهای نادرست ما شکسته شده و گلیم افکار پوسیده و محکومیت های مبهم گذشته که منجر به بروز اشتباهات فاحش در زندگی ما شده بودند را به کناری میافکند، تا بتوانیم در جهشی وجدآمیز خطاب به خود و هستی بگوییم، من آزادم؛ آزاد از قید اسارت در چنگال های شیطانی وابستگیها و رنگ تعلق ها. عید فطر، جشن گشایش سینهها و «شرح صدر» است که موجب میشود با درکی عمیقتر نسبت به گذشته و با گذر از ظاهر به باطن، تجلیات الهی را دریافته، این درک را در خود نهادینه نماید و به حرمت «بسم الله» نایل شده، از ظلم و پوشانیدن تقدس هستی خودداری نماید. عید فطر، عید گشایش و جشنی است به مناسبت این که از بستگی نجات یافتهایم و وجود در هم فرو رفته ما منبسط شده، چهره ما از این ضیافت پر برکت گشاده شده، از عبوسی رها گردیده است. عید فطر است؛ عید رویش و پدیدار شدن مجدد؛ تا بمیریم قبل از مرگ و دوباره بروییم و به دنیا بیاییم بعد از تولد؛ که تا هر کسی یک بار در گذشته خود نمیرد و در تحول معنوی جدیدی دوباره متولد نشود، مفهوم هستی و فلسفه خلقت را درک نخواهد کرد و در خسران و ضرر از این دنیا خواهد رفت؛ بدون آن که خود از این زیان آگاه باشد. عید فطر است و جشن برداشت محصول. همان گونه که موسم برداشت برای کشاورز، لحظه شادی بخشی است؛ این روز نیز برای همه آن ها که بذر مفیدی کاشتهاند، روزی است پر از شادی و شعف. هر کسی در کنار کشتگاه خود آماده درو است. آن کس که کشتگاه خود را پر بار می بیند، وجد، شادی و مسرت بیشتری احساس می کند و آن کس که بذری نکاشته است، سر در گریبان فرو برده، در روز حسرت خویش قرار میگیرد. عید فطر جشن ورزیدگی است برای آنهایی که این دوره را با موفقیت سپری کردهاند، تا باری دیگر با دستانی پر و با ورزیدگی و پختگی بیشتری به رویارویی با امواج متلاطم و سهمگین اقیانوس زندگی برخاسته، به مبارزه با آفت های آن بپردازند. عید فطر، جشن غلبه بر خویشتن و رسیدن به پیروزی حاصل از این جهاد است. این روز به طور قطع برای آنان که حضوری فعال در عرصه این مبارزه داشتهاند، به راستی روزی بزرگ، عیدی فرخنده و جشنی با شکوه خواهد بود. عید فطر، بازگشت به فطرت اصلی را گوشزد کرده، پیدایی، آشکار شدن و بازگشت به آن را برای همه یابندگانش، بسیار شکوهمند جشن می گیرد؛ فطرتی که الهی بوده؛ رسالت انسان بازگشت به آن است. اینک برای آنان که «لیلةالقدر» خویش را پیدا کرده اند، عید است و جشنی برپاست؛ آن هایی که در ظلمت شب دنیا (جایی که بشر در آن مأوا دارد) آب حیات را یافته، عمر جاودانی را که همانا در پر شدن از آگاهی و معرفت الهی است، پیدا کرده، سرنوشت خویش را به این وسیله رقم زدهاند و تا ابد، تغییری سازنده را برای خود ایجاد کرده اند؛ آنان که شاهد فرود آمدن ملائکه بر قلبشان بوده و رمز هستی را از نگهدارندگان عرش الهی دریافت کرده، این رمز، بر لوح جانشان نقش بسته است؛ آنهایی که روح القدس بر اعماق وجودشان نفوذ کرده، راز حکمت الهی را در دل آنان نهاده، سینه آنها را گشوده است؛ کسانی که به این نکته پی بردهاند که رمضانی که در آن لیلةالقدری یافت شود، از هزار و هزاران ماه بهتر است و نیز پی بردهاند که هر زمان که لیلةالقدری باشد، رمضانی هم خواهد بود. و اما اکنون که رمضانی دیگر گذشت، جا دارد با طرح سؤالی جایگاه خود را در گذر چنین ضیافتی الهی ارزیابی کنیم و بینیم در چنین فرصتی چه نصیبی داشتهایم و در ضیافت رمضان، چه مائده آسمانیای را از سفره معرفت الهی تناول نمودهایم؟ ببینیم با لب فرو بستن از طعام و ورود به حریم خدایی صیام، آیا توانستهایم خوراک معنوی کالبد روحانی وجود خود را یافته، این بخش از وجودمان را سیر کنیم و یا در حالی که شکم جسم ما کماکان لبالب است، همچنان آن را گرسنه باقی گذاشتهایم؟ عید فطر، عید افتخار به نتیجه این جهاد اکبر است. عید فطر از هنرنمایی انسان وارسته به ملائک خبر می دهد و ارزش وجود او را به کاینات عرضه می کند؛ انسانی که باعث مباهات و افتخار آفرینی در عالم خلقت است و به افتخار او می توان جشنی برپا کرد. محمد علی طاهری

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/06/30ساعت 6:3 PM توسط M.R |
رمضان ماهي است كه چنين روزهايي را در خود جاي داده و حضرت حق خواسته تا پرتو فيضاش را از طريق آن بر بندگان خويش بيفكند. از اين حيث، رمضان را مبارك خوانده و قدر عبادات در آن را دوچندان ديگر روزهاي سال دانستهاند. با اين حال، رمضان خود گوهري در دل خويش دارد كه از ديد مؤمنان پوشيده نيست و آن شب قدر است. در اين شب كه به هنگامه نزول قرآن بر سينه پيامبر(ص) معروف شده، مؤمنان جهد بيشتري براي كسب فيوضات ايزدي دارند. مطلب حاضر از منظري معرفتشناختي نگاهي دارد به رمضان و روز و شبهاي مباركش. يكي از زمانهاي مقدسي كه در دين اسلام بهخودسازي اختصاص يافت و برپايي عبادت روزه در آن مقرر شد تا انسان بتواند از طريق آن به فيوض الهي دست يابد، ماه مبارك رمضان است. روزهداري از عهد عتيق در ميان افراد متدين سابقه داشته است و به برخي فوايد آن اشاره خواهد شد. اما نكته مهم اين است كه بركت ماه مبارك رمضان، نه صرفا در نخوردن و نياشاميدن بلكه در تحقق «رمضان» است. «رمضان» در درجه اول، وضعيتي خاص است؛ نه زماني خاص. در ادبيات عرب، رمضان، تابش نور شديد خورشيد است و اگرچه احتمالا دليل نامگذاري اين ماه در سرزمين عربستان، مصادفبودن آن با اوج تابش و گرماي خورشيد بوده است، ميتوان گفت كه «رمضان»، تابش نور شديد فيض الهي است. برترين نتيجه فيض الهي، اشراق و ادراك، از جمله درك حضور حق است. درك حضور الهي در محضر او، درجات مختلفي دارد و در تاريخ اسلام، نخستين كسي كه به اوج اين رمضان دست يافت، پيامبر اكرم(ص) بود؛ زيرا ايشان در اثر انقلاب دروني و محو عرفاني به معرفتي رسيدند كه منجر به دريافت دفعي قرآن كريم شد. اين رمضان پيامبر اسلام(ص) كه در ماه رمضان رخ داد، به اين ماه شهرتي معنوي بخشيد و اين درس را براي مشتاقان ديگر باقي گذاشت كه هر كسي ميتواند رمضاني را در اين ماه تجربه كند و يا به عبارتي، همانطور كه رمضان ايشان در ماه رمضان چنين دستاوردي داشته است، ديگران هم ميتوانند در اين ماه، به تغيير و تحول معرفتي مؤثري در زندگي خود دست يابند. بنابراين، ماه رمضان، يادآوري و فرصتي براي رسيدن به فيوض خاص الهي است. بهطور كلي، كساني كه در ايجاد تحولات فردي پويا هستند، به چند گروه تقسيم ميشوند كه تنها يكي از اين چند گروه به درك رمضان نايل خواهد شد: 1- خود محور خود محور: كساني كه بهدنبال اهداف شخصي بوده، در اين راه متكي به تلاش خود هستند. 2- خودمحور خدامحور: افرادي كه بهدنبال اهداف شخصي هستند اما براي رسيدن به اين مقصود از خدا مدد ميطلبند. 3- خدامحور خودمحور: هدف اين گروه قرب خداوند است اما براي رسيدن به اين هدف، بهخود اتكا دارند، نه به خداوند. 4- خدامحور خدامحور: براي اين افراد، هم هدف، قرب خداوند است و هم عامل رسيدن به اين هدف، اوست. گروه چهارم، به درجه محو عرفاني دست مييابند و در اين حالت، نگاه آنها نگاه خدا، كلام آنها كلام خدا و... خواهد بود؛ زيرا از اوصاف بشري جدا شدهاند. همه پيامبران صاحب كتاب در چنين وضعيتي به دريافت كتاب آسماني نايل شدهاند و براي ديگران نيز ممكن است كه به نوبهخود، به درك آثار بينش و منش «خدامحور خدامحور» برسند. ماه رمضان، مقدمات اين جهش شگفتآور و اين درك والا را فراهم ميكند و از اين جهت، مبارك محسوب ميشود. درك و معرفت، موجب ايمان است؛ به همين دليل و با توجه به اين توصيه قرآن كريم كه «يا ايها الذين آمنوا، آمنوا»، ميتوان گفت كه ماه رمضان ميتواند بر ايمان قلبي افراد مشتاقي كه از آن بهرهمند ميشوند، بيفزايد. رسيدن به ايمان دوم، همان مغفرت الهي است و محروم ماندن از اين ايمان، به منزله بينصيب ماندن از بخشايش خواهد بود. از طرف ديگر، «رمضان» واقعي مانع از نفوذ شياطين در وجود انسان ميشود. نگاه مستقيم به سوي خداوند (كه به هيچ جهتي منحرف نشود)، بزرگترين ايمني از شياطين را فراهم ميآورد و راه نفوذ را بر او ميبندد و يا به عبارت ديگر، معطوفشدن به خداوند، اجابت دعوت «فاستقيموا اليه» است كه دست شيطان را كوتاه ميكند. ميتوان گفت همانطور كه در فصل حراج، موقعيت مناسبي براي خريد فراهم است و خريد، مبارك قلمداد ميشود، در ماه رمضان نيز كه بهخودي خود، تفاوتي با ماههاي ديگر ندارد، فضاي همخواني از خير و نيكي و طلب قرب حق ايجاد ميشود كه براساس «يدالله معالجماعه» موجب گسترش فيض الهي ميشده و ايجاد بركت ميكند. از اين نظر، اين ماه ضيافت خدا براي عدهاي كه تشنه كمال هستند، مفيد خواهد بود و براي عدهاي كه از اين فرصت استثنايي برخوردار نميشوند، بركتي نداشته، حتي گاهي زجرآور نيز بهنظر خواهد رسيد. در پيشگاه خداوند منان كه مقيد به قيد زمان و مكان نيست، هيچ دو مكان و هيچ دو زماني تفاوت ندارد و اين عملكرد انسان است كه زماني يا مكاني را داراي فضيلت ميكند. مكاني كه به عبادت تعلق ميگيرد، از نظر عرفاني تبديل به ميكده ميشود تا در آن، ميعشق و آگاهي از خم معرفت الهي توزيع شود و زماني كه تحتتأثير روح جمعي معنويت قرار ميگيرد، ويژگي و اثرات معنوي خاصي مييابد. اما براي بهرهمندي از چنين زمانها و مكانهايي خواست هر فرد تعيينكننده است. يكي از لوازم زمينهساز تحول در ماه رمضان، روزه است. در اديان پيشين، روزه چشم، روزه زبان، روزه انديشه و... انسان را به ترك عادات مربوط به چشم، زبان، انديشه و... دعوت كرده است. در دين آخر نيز، روزه در راستاي ترك عادت نقش مهمي ايفا ميكند. از اين نظر، روزه برنامهاي براي بهبودبخشي به ابعاد بينشي انسان است كه رنگ تعلق را از او ميگيرد تا به سمت بيرنگي رود و علاوه بر اين وجه دروني و معرفتي، با ترك عادات ظاهري مانند عادت خوردن و آشاميدن (كه 11 ماه از الگوي زماني ثابتي تبعيت ميكند)، كمك ميكند كه چيدمان نرمافزارهاي وجود انسان بهگزيني (اصلاح) شود. با توجه به عادتپذيربودن انسان، اكثر قريب به اتفاق مردم، به نوعي معتاد به شمار ميروند و نيازمند تنظيم الگوي نرمافزاري انديشه و رفتار خود هستند. به اين لحاظ ميتوان گفت كه ماه رمضان، دوره ترك اعتياد است. زيان ناشي از عادت را در 2جنبه ميتوان شناسايي كرد؛ يكي اينكه عادت به امور صواب (آنچه در جهت كمال است) ارزش و اثر پرداختن به اين امور را كاهش ميدهد و بهطور كلي، انسان را دچار تعلق خاطر نسبت بهخود اين امور كرده، از نگاه به معبود بازميدارد و ديگر اينكه عادت به هر چيز، نرمافزارهاي وجود انسان را دچار چرخه اطلاعاتي معيوبي ميكند كه براي وجود او مضر است. روزه باعث شكستهشدن همه برنامههاي شرطي (اگر اين، آنگاه آن) يعني ممانعت از تداوم عادت و ايجاد اين چرخه اطلاعاتي معيوب ميشود. وجود چنين چرخه معيوبي، بين كالبدهاي درهمپيچيده وي منافذي ايجاد خواهد كرد و اين منافذ، محلهايي براي نفوذ موجودات غيرارگانيك خواهند شد. يكي ديگر از فوايد روزه، مربوط به آثار اجتماعي آن است. طبق تعاليم ديني، روزه زكات بدن محسوب ميشود. زكات، نوعي مراوده با هستي بوده، براساس آن، لازم است در ازاي هر چه از هستي گرفته ميشود، بخشي از آن يا چيزي كه به آن مربوط ميشود به هستي بازگردد؛ بنابراين، زكات به انديشه، مال، بلوغ فكري و هر آنچه به ما بخشيده شده، تعلق ميگيرد. زكات بدن اين است كه در ازاي رفع نياز غذايي خود در طول يك سال، قدري از خوراك يك ماه آن (سي وعده غذايي) به نيازمندان اختصاص يابد و با اين ترك عادت، سلامتي آن حفظ شود. بنابراين، براي كسي كه در مدت 11 ماه نگاهي به اجتماع نداشته، ماه روزه فرصتي است تا به جامعه خود (كه نسبت به آن بدهكار است) توجه كند و بخش صرفهجوييشده از روزي خود را به آن بپردازد. با رعايت اين جنبه اجتماعي روزه، بخشي از حق معلوم فقرا از دارايي اغنياء حاصل ميشود. در قديم كه جوامع انساني در روستاها يا شهرهاي كوچك مستقر بودند، همه افراد با يكديگر نوعي تعامل داشتند و به فقرا و گرسنگان رسيدگي بيشتري ميشد. اين تعامل، در جامعه ايجاد تعادل كرده، آن را از حسرتزدگي مصون نگاه ميداشت. حسرتزدگي در جامعه بر همه افراد آن اثرگذار است و انعكاس آن در روح جمعي، اغنيا را نيز از احساس خوشبختي محروم ميكند. بنابراين، ارزش جامعهشناختي و روانشناختي روزه قابل انكار نيست. از اين گذشته، تعاليم ديني مانند اينكه دروغبستن به خدا، موجب ابطال روزه ميشود، از جمله درسهاي بزرگي است كه رعايت آنها روزهدار را به نتايج معرفتي قابل توجهي ميرساند. اگر معناي «الله» را بدانيم و دريابيم كه هر جزئي از اجزاي هستي، اسمي از اسماي «الله» است، آن وقت معلوم ميشود كه هتك حرمت به هريك از اجزاي هستي و عدمرعايت تقدس آن هم ميتواند دروغبستن به خدا محسوب شود. در صورتي كه بينش انسان براساس اين باور تنظيم شود و روزهداري او در اين ماه به نخوردن و نياشاميدن محدود نباشد، مسير زندگي او در جهت مطلوبي قرار ميگيرد و گر نه، براي او رمضان تفاوتي با ماههاي ديگر سال نخواهد داشت.

گرچه همه روزها از آن خداست اما روزهايي در طول سال يافت ميشوند كه خداوند عنايت خاصي به آنها دارد.
نكته جالب توجه اين است كه افزايش توجهات معنوي در يك جامعه (كه ميتواند در زمانهاي تعيينشدهاي رخ دهد) منشأ تأثيري همگاني است؛ به اين معنا كه اگر در يك جامعه تعدادي از افراد، به خدا معطوف شوند (براساس يكي از مجموعه قوانيني كه در اصطلاح، روح جمعي خوانده ميشود) ديگران نيز زمينه مساعدتري براي اين رشد معنوي خواهند يافت.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/25ساعت 5:5 PM توسط M.R |
رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
قرمز: 1 ش ج س الف
نارنجی: 2 ت ث ک ب
زرد: 3 ی ل ص ض
سبز: 4 و م د ژ
آبی: 5 چ ن ط ظ
نیلی: 6 ح خ ف -
بنفش: 7 ع پ غ -
صورتی: 8 ز ق ه -
طلایی: 9 ر ذ گ -
برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال میآوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی مینویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا میکنید.
مثال : لیلا جلالی
ل3 ی3 ل3 الف1 ج1 ل3 الف1 ل3 ی3
سپس اعداد را با هم جمع میکنیم:
21=3+3+1+3+1+ 1+3+3+3
باز هم دو عدد را با هم جمع میکنیم:
3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.
صورتی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید بخاطر اراده ی بالایی که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت ها به راحتی کنار میآیید و میتوانید دیگران را در حل مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.
قرمز
بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و بسادگی تحریک میشوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان در جهت مثبت استفاده کنید.
زرد
بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه میخواهید بر زبان بیاورید کم نمی آورید.بخاطر زنده دلی ابتکار و مستعد بودنتان در بر قراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شمارا در خود غرق می کند!اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید در آخرخواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده اید ناتمام مانده اند.
طلایی
در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شمارا بر آورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است. به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید. می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید.شرایط منفی را می توانید به بهترین موقعیت ها تبدیل کنید.
نیلی
زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید میتوانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید .علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید ازیک حس ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز میتوانید براحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.
سبز
برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زنگیتان آشفته و بی هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی نزد شما میآیند.برای حل مشکلات دیگران بشدت حرص میخورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمیدارید. ترجیح میدهید بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.
بنفش
عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراء الطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نمیکنید. مگر آنکه خودتان آنرا شخصا تجربه کرده باشید .برای حل مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.
آبی
به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی میدانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمیتوانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود و یا زیر نظر قرار دارید. اگر این همه دنبال تنوع هستید به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید وبرای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العاده دارد.
نارنجی
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی میکنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید . رنگین کمان زندگی تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت 5:12 PM توسط M.R |
شاید باورتان نشود ولی از هر ۱۰ نفر، ۱ نفر دارای کور رنگی سبز-قرمز می باشد. برای فهمیدن اینکه آیا شما هم دارای چنین مشکلی هستید یا خیر، سعی کنید اعداد نوشته شده در دایره های زیر را بخوانید. در بر خی از این دایره ها هم چیزی نوشته نشده است! افراد دارای دید سالم افراد دارای کور رنگی چپ راست چپ راست بالا بالا نقطه وسط وسط نقطه پایین پایین نقطه نقطه





این هم نتایج. در تمامی دایره ها عددی نوشته شده است که افراد دارای دید سالم آنرا می بینند.
این هم نتایج. در تمامی دایره ها عددی نوشته شده است که افراد دارای دید سالم آنرا می بینند.
خوب حالا بگید که تو این دایره پایینیه چه عددی نوشته شده ؟
Normal Color Vision
Red-Green Color Blind
Left
Right
Left
Right
Top
25
29
Top
25
Spots
Middle
45
56
Middle
Spots
56
Bottom
6
8
Bottom
Spots
Spots

افراد دارای دید سالم عدد 5 رو می بینند در حالی افراد دارای کوررنگی سبز-قرمز عدد 2 را می بینند
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/05/13ساعت 3:58 PM توسط M.R |